كليات :

 

  1. روان شناسي اجتماعي ، " علم مطالعه رفتار فرد تحت تاثير گروه "  است .
  2. از نظر" اليوت ارونسون " ، روان شناسان اجتماعي ، علم " نفوذ اجتماعي " است .
  3. موضوع روان شناسي اجتماعي ، "علم مطالعه تفوذ اجتماعي"  است .
  4. نخستين كتاب روان شناسي اجتماعي توسط "  ويليام مك دوگال"  در سال 1908 انتشار يافت .
  5. رفتار ما حتي در تنهايي نيز تحت تاثير گروه قرار دارد .
  6. هر جامعه ،" الگوهاي رفتاري خاصي "‌ را در افراد خود نقش مي زند .
  7. تفاوت روان شناسي اجتماعي با " جامعه شناسي "‌در اين است كه : جامعه شناسي به عملكرد گروه مي پردازد ، اما روان شناسي اجتماعي به عملكرد فرد در گروه .
  8. از ديدگاه " آلپورت " ، بررسي رفتار فرد در گروه ، موضوع مطالعه روان شناسي اجتماعي است .
  9. موضوع مورد مطالعه " روان شناسي محيط"‌ عبارت است از : مطالعه روابط بين انسان ها و محيط فيزيكي آن ها .
  10. ارسطو ، انسان را " حيواني اجتماعي " مي داند .
  11. منظور از " خود " در روان شناسي اجتماعي ، مجموعه ويژگي هاي فردي است كه فرد را متفاوت يا متشابه با ديگران مي سازد .
  12. در " جامعه شناسي زيستي "‌، براي تبيين رفتار اجتماعي در حيوانات ، رويكرد " نظريه تحولي " را به كار مي برند .
  13.  يكي از نكات مورد تاكيد در " علم معني شناسي " اين است كه : واژه ها علاوه بر معني اصلي خود ، ممكن است معاني ضمني هم داشته باشد.
  14. اين كه هر دوي عوامل دروني و بيروني ، رفتار انسان را تحت تاثير قرار مي دهند ، تركيب " روان شناسي شخصيت"‌ با "‌ روان شناسي اجتماعي " است .
  15.  نظريه " گشتالت " منسوب به " كهلر " است .
  16. " رفتار اجتماعي و نظام هاي حمايتي " ، موضوع اصلي كتاب " روان شناسي روابط ميان فردي " فردريك هايدر است .
  17. " استقلال " باعث مقاومت فرد در مقابل نفوذ اجتماعي مي شود .
  18.  معني اصطلاح " تسهيل اجتماعي " اين است كه : حضور جمع سبب بهبود و آسان تر شدن عملكرد مي شود . 
  19. منظور از " آسان سازي اجتماعي " ، تاثير حضور ديگران در افزايش كار گروه است .

 

روش هاي تحقيق :

  1. " هدف هاي روش علمي ( در تحقيق )"  به ترتيب عبارتند از : كشف روابط بين پديده ها _ تبيين پديده ها و روابط _ پيش بيني رويدادها _ كنترل رويدادها .
  2. اولين آزمايش در مورد تاثير گروه بر فرد توسط " نورمن تريپلت " انجام گرفت .
  3. در آزمايش معروف تريپلت ، " بررسي اثر گروه بر فرد " ، مورد نظر بوده است .
  4. بر اساس نتايج حاصل از آزمايش نورمن تريپلت ، حضور جمع ، كار فرد را آسان مي كند و عملكرد او را بهبود مي بخشد .
  5. مهم ترين مزيت آزمايش طبيعي در روان شناسي ، وجود متغير مستقلي است كه  ايجاد آن در آزمايشگاه به هيچ وجه امكان ندارد .
  6. مناسب ترين روش براي بررسي تاثير مطالعه مشاركتي بر ميزان يادگيري شاگردان مدارس ، "آزمايش ميداني"  است .
  7. به منظور مطالعه هر چه واقعي تر رفتارهاي رواني _ اجتماعي از " روش ميداني " پيشتر استفاده مي شود .
  8. " آزمايش ميداني " ، بهترين روش تحقيق در موضوع هاي مربوط به توسعه روستايي است .
  9. مارگرت پيد و مالينوسكي ، تحقيقات خود را با " روش ميداني " انجام داده اند .
  10. يكي از معايب " تحقيقات ميداني"  در  روان شناسي اجتماعي اين است كه : امكان  كنترل متغيرهاي مداخله گر در آن دشوار است .
  11. وقتي بخواهيم " فاصله اجتماعي "  اقوام مختلف را نسبت به هم مطالعه كنيم ، از " مقياس نگرش سنج بوگاردوس"  استفاده مي كنيم .
  12. "درجه صميميت در پذيرش افراد بيگانه "  ، به وسيله "مقياس بوگاردوس " اندازه گيري مي شود .
  13. مقياس بوگاردوس ، فاصله اجتماعي را مي سنجد .

 

نظريه ها :

 

  1. ديدگاه روان شناسان اجتماعي مكتب " گشتالت " در باره " ادراك " : درك پديده ها ،  از طريق درك روابط ميان اجزاي متشكله پديده ها و در كليت آن ، صورت مي گيرد .
  2. الگوهاي تغيير نگرش هاولند بر عناصر در الگوي محرك –پاسخ و يادگيري متكي است .
  3. بيول و توماس ، اصطلاحات انتظار ، هنجار ، عملكرد ، ارزيابي و تاييد را براي رفتارهاي مربوط به نقش ، مشخص كرده اند .
  4. " اش " و " كراس " ، نظريه هاي  روان شناسي اجتماعي  را در مقايسه  با تئوري هاي عملي  بدين گونه  متشخص مي كنند : اغلب نظريه هاي روان شناسي اجتماعي مبتني بر " تعقلات ضميري " است كه در بسياري موارد امكان آزمون هاي تجربي آن ها ، دشوار است .
  5. در " روان شناسي كمال " ، تصوير ذهني و تجسم ، به منظور خلاقيت و تحقق رفتار مورد انتظار به كار مي رود .
  6. در نظريه " توماس هابز " ، " خودخواهي " با " قدرت " ، ملازمت دارد . ( خودخواهي _ قدرت ) .
  7. نظريه ميداني كورت لوين در متن " نظريه شناختي " كه يكي از نظريه هاي روان شناسي اجتماعي است ، مطرح شده است .
  8. بنا به نظريه ميداني كورت لوين ، چنانچه رفتاري معطوف به تحصيل هدفي باشد ، پيش از حصول به هدف ، دقت و توجه فرد بالا مي رود ( افزايش مي يابد ) .
  9. در  "  نظريه بيگانگي  "  Alienation  " ملوين سيمن " ،  بيگانگي  داراي  5  بعد  است  كه  عبارتند از  :  1 – بي هنجاري 2 – احساس انزوا 3 – احساس تنفر 4 – احساس پوچي 5 – احساس بي قدرتي .

 

 

همرنگي اجتماعي :

 

  1. احتمال همرنگ شدن فرد ، به مبهم بودن موقعيتي كه فرد با آن رو بروست ، بستگي دارد .
  2. علت همرنگ شدن فرد با جماعت ، " احساس فشار خيالي يا واقعي از سوي گروه " است .
  3. يكي از عوامل مهمي كه مي تواند احتمال همرنگ شدن فرد را با گروه افزايش دهد ، " مبهم بودن " موقعيتي است كه فرد با آن مواجه شده است .
  4. در همرنگي با جماعت ، آن چه كه رخ مي دهد ، " تغيير در رفتار يا عقايد فرد" است .
  5. از جمله عواملي كه مي تواند مانع همرنگ شدن فرد با گروه شود ، اين است كه : فرد از " علاقه كامل گروه نسبت به خودش " كاملا اطمينان داشته باشد .
  6. مهم ترين عامل براي اين كه يك گروه بتواند فردي را با خود همرنگ كند ، " اتفاق نظر كامل گروه با يكديگر"  است .
  7. ميزان همرنگي يك فرد با يك گروه وقتي به حداقل مي رسد كه "فرد الگويي " را مشاهده كه با نظر گروه مخالفت مي كند .
  8. در آزمايش معروف " اش " در مقوله همرنگي يا همنوايي با جماعت ، يك آزمودني واقعي و شش آزمودني همدست آزماينده ، شركت داشتند .
  9. در نظريه "  اش " ، فشار اجتماعي ، علت اصلي همرنگي فرد با گروه است .
  10. در آزمايش "اش" در مورد همرنگي با جماعت ، تعداد همرنگي با جماعت ، تعداد افراد همدست آزماينده 4-3 نفر بوده است كه بيشترين تاثير را بر فرد " آزمودني " داشته است .

 

قضاوت اجتماعي و پيش داوري :

 

  1. منشا پيشداوري ها ، " بعد عاطفي ذهن " است .
  2. برداشت ما از ديگران ، " با اسناد صفات به ديگران " و " يكپارچه كردن اطلاعات درباره آن ها"  ، حاصل مي شود .
  3. منظور از " اسناد " ، نسبت دادن يك علت به يك رفتار است .
  4. هنگامي كه اهميت عوامل شخصيتي بيش از نفوذ موقعيت يا محيط برآورده شود ، " خطاي بنيادي اسناد " رخ داده است .
  5. منظور از " خطاي بنيادي اسناد " اسناد شكست ديگران به عوامل دروني و موفقيت هاي آن ها به عوامل بيروني است .
  6. منظور از خطاي بنيادي اسناد ، فرآيند دو مرحله اي "اسناد گرايشي" و "اسناد موقعيتي"  است .
  7. وجه مشترك همه پيش داوري ها ، داشتن" نگرش منفي نسبت به يك فرد يا گروه " ، بر اساس اطلاعات ناقص يا نادرست است .
  8. يكي از معايب پيش داوري اين است كه : فرد داراي پيش داوري ، تصور غلطي نسبت به افراد مورد پيش داوري خود پيدا مي كند .
  9. پيشداوري ، نگرش منفي و خصمانه نسبت به يك فرد يا گروه ، بر اساس اطلاعات ناقص يا نادرست است .
  10. نظريه قضاوت اجتماعي مظفر شريف ، بر پديده فيزيك رواني ( سپيكوفيزيك ) استوار است .
  11. بهترين روش كاهش پيشداوري ، استفاده از چهره هاي سرشناس مخالف پيشداوري در رسانه هاي گروهي است .
  12. يكي از عوامل مهمي كه سبب مي شود پيش داوري در يك جامعه رواج و افزايش پيدا كند ، اين است كه جامعه و مسئولان در برابر وجود پيش داوري در جامعه سكوت كنند و بي تفاوت باشند .
  13. " اثر تباين " عبارت است از : مقايسه يك چيز با چيزي مشابه ، اما نه به همان اندازه خوب .

 

 

پرخاشگري :

 

  1. به اعتقاد برخي روان شناسان اجتماعي ، خشونت تلويزيوني موجب پرخاشگري مي شود ، زيرا معمولا مردم ، در الگوگيري و همانند سازي ، هيجانات خود را تخليه مي كنند .
  2. فرويد ، پرخاشگري را مخرب و لورنز آن را سازنده مي داند .
  3. نابهنجاري هاي رفتاري و رواني معمولا منشا اجتماعي داشته و نسبي هستند .
  4. در مورد رابطه بين خصوصيات بدني و جنايتكار فطري بودن ، روان شناسان اجتماعي اعتقاد دارند كه : جامعه مي تواند افراد داري ويژگي هاي بدني غير عادي را به سوي جنايتكار شدن سوق دهد .
  5. پرخاشگري ، اگر ذاتي هم باشد ، قويا تحت تاثير عوامل اجتماعي قرار مي گيرد .
  6. در انسان ، برخلاف حيوانات درنده ، نيروي بازدارنده پرخاشگري وجود ندارد ؛ به همين دليل انسان در غالب حيوانات پرخاشگرتر است .
  7. در تبيين غريزي بودن پرخاشگري از رويكرد كردارشناسي ( رفتار شناسي حيواني ) استفاده مي شود .
  8. از ديدگاه " ميلر و دلارد " ، پرخاشگري معلول ناكامي و درماندگي است .
  9. به نظر آلبرت بندورا ، پرخاشگري كاملا جنبه تقليدي دارد و از راه مشاهده كسب مي شود .
  10. به عقيده آلبرت بندورا ، رفتارپرخشگري ، يك رفتار اكتسابي و آموخته شده است .
  11. به منظور بازداري مردم از پرخاشگري ، استفاده از روش " توجيه نابسنده و ناكافي " موثر است .
  12. در نظريه فرويد ، " غريزه مرگ " عبارت است از : جستجوي ناخودآگاه در نيل به نيستي و فنا ، ميتني بر اصل نيروانا .

 

 

موقعيت هاي اضطراري :

 

  1. وقتي كه چند نفر ، ناظر بر يك موقعيت اضطراري هستند و هيچ كدام براي كمك به فرد نيازمند در آن موقعيت اقدام نمي كنند ، اين امر چنين توجيه مي شود كه : هريك از آن ها تصور مي كند كه ديگران به كمك خواهند شتافت .
  2. در يك موقعيت اضطراري ، كودكان وپيران بيش از همه شانس دريافت كمك دارند .
  3. ترديد داشتن در اضطراري بودن موقعيت ، يكي از مواردي است كه مي تواند مانع از دخالت ناظر در يك موقعيت اضطراري براي كمك كردن شود .
  4. غالبا وظايف در شهرهاي بزرگ به سازمان هاي خاص واگذار شده است . به همين دليل در شهرهاي بزرگ در مقايسه با شهرهاي كوچك يا روستا ، مردم كمتر در يك موقعيت اضطراري براي كمك به افراد نيازمند كمك كنند .
  5. وضعيت زنان و مردان از نظر دخالت در موقعيت هاي اضطراري به گونه اي است كه زنان احتمال دخالت كمتر و شانس دريافت كمك بيشتري دارند .

 

شخصيت ،  اخلاق و رفتار :

 

  1. نظريه غريزي بودن رفتار اجتماعي ، توسط مك دوگال ارائه شده است .
  2. به نظر كاردينر عناصر عمده شخصيت پايه عبارتند از : فنون انديشيدن ، نگرش هاي مذهبي ، من برتر ، و مكانيسم هاي دفاعي .
  3. در نظريه " شخصيت " " جرج هربرت ميد " ، شخصيت Self امري است "متظاهر شونده " و " رشد يابنده " كه تحت سه مرحله : مقدماتي ، بازي و بازي گروهي ، پديد مي آيد .
  4. وقتي يك رفتار داراي هر دو جنبه مثبت و منفي باشد ، آن را تعارض نوع گرايشي – اجتنابي مي نامند .
  5. توماس هابز ، نماينده قديم ديدگاه بد سرشت بودن ذاتي انسان درباره اخلاق است .
  6. شاخص اخلاق در نظريه روانكاوي : وجود احساس گناه در فرد در صورت ارتكاب خطا ، است .
  7. طبق نظريه روانكاوي ، " وجدان " وقتي در كودك شكل مي گيرد كه " سرزش هاي اجتماعي " را در خود دروني كرده باشد .
  8.  در مكتب روانكاوي ، شاخص و معيار اخلاقي بودن اين است كه اگر شخص مرتكب عمل خطا شد در او احساس گناه وجود داشته باشد .
  9. " سن كمال اخلاق " در مكتب روانكاوي 6 سالگي ، پياژه 12 سالگي و كلبرگ 25 سالگي است .
  10. طبق نظريه كلبرگ ، كسي كه در مرحله چهارم رشد اخلاق باشد ، نسبت به اجراي قانون ، " اطاعت محض " نشان مي دهد .
  11. طبق نظر پياژه ، اعتقاد به وجود عدالت طبيعي به جاي  رابطه علت و معلول ، مشخص كننده " واقع گرايي اخلاق " در كودك است .
  12. اصطلاح " خود آينه اي " براي نخستين بار توسط چارلز كولي به كار رفت .
  13. در نظريه " خود آينه سان " Self Looking Glass ، " چارلز كولي " ، شناخت خود ، معلول يك جريان عاطفي و دو امر تصوري است .
  14. وقتي گفته مي شود : رفتاري داراي نوعي استمرار نوعي است ؛ منظور آن است كه : رفتار در حيوانات رده هاي بالاتر تكامل نيز ديده مي شود .
  15.  انديشه " اريش فروم " در باب علل از خود بيگانگي انسان مدرن : بيگانگي معلول مالكيت خصوص و ساختار هاي فرهنگي و اقتصادي نظام سرمايه داري است . ساختارهايي كه تحديد كننده آزادي هاي فردي در خودشناسي مي باشند .
  16. از ديدگاه " رفتارگرايان "  ( اسكينر ، هومنس ، باندورا و ... )  ، رفتار تقويت شده مداوم ، در صورت قطع تقويت كننده ، قابليت فروكش پذيري سريع تري دارد .
  17. طبقه بندي تيپ هاش شخصيتي به درون گرا ، برون گرا ، حس گرا و ... به " روان شناسي يونگ " تعلق دارد .
  18. تغيير رفتار و نگرش ، تحت تاثير توجيه دروني ، واقعي تر و پايدارتر صورت مي گيرد .
  19. در نظريه " رفتارگرايان " ، رفتار يا پاسخ ارگانيسم ، متغير وابسته ( معلول ) است .

 

متقاعد سازي و اطاعت  :

 

  1. در آزمايش هاي مربوط به اطاعت و فرمانبرداري استانلي ميلگرام ، وقتي دو نفر ديگر كه نقش الگو و سرمشق را داشتند ، اطاعت كامل مي كردند ، ميزان اطاعت فرد بيشتر از حالت هاي ديگر بود .
  2. براي موثر بودن يك پيام تبليغاتي ، چنانچه آن پيام به مخاطباني با سطح هوش و آگاهي بالا ارائه مي شود ، لازم است هر دو وجه مثبت و منفي موضوع تبليغ مطرح شود .
  3. در كار تبليغات ، وقتي مخاطبان از سطح هوش و آگاهي بالايي برخوردار باشند ، پيام تبليغاتي بايستي به صورت دو جانبه ارائه شود .
  4. از لحاظ ترتيب ، ارائه دو پيام رقيب ، موقعي اثر تقدم ايجاد خواهد كرد كه فاصله دو پيام كم ، ولي فاصله پيام دوم با ارزيابي مخاطبان زياد باشد .
  5. وقتي براي جلب اطاعت ، از كسي تقاضاي كوچكي مي كنيم و سپس تقاضاي بزرگتري مطرح مي كنيم ، از روش " جاي پا باز كردن " استفاده كرده ايم .
  6. عواملي كه بيشترين تاثير را در متقاعد سازي دارند ، عبارتند از : تخصص _ استدلال دو سويه – ويژگي هاي فرد مخاطب .
  7. " جاذبه " بهترين عامل موثر در " متابعت " است .
  8. استانلي ميلگرام با آزمايش معروف خود ، موضوع " اطاعت و پيروي از عوامل قدرت " را بررسي مي كرد .
  9. عناصر مهم در شكل گيري شايعه و انتشار يك پيام به ديگران ، " مهم " ، " مبهم " و " دوپهلو بودن " آن پيام است .
  10. بنا به تعريف كلاين برگ ، " تبليغات " عبارت است از : نظارت بر وضع رفتار با هدف تغيير آن .
  11. وقتي فردي با كمترين پاداش يك كار پردردسر را انجام مي دهد ، براي انجام آن ، توجيه نابسنده ( ناكافي ) دارد .

 

تعاملات و تبادلات اجتماعي :

 

  1. با توجه به نظريه تبادل اجتماعي ، وقتي از " عشق حسابگر " سخن مي گوييم ، يعني در عشق نيز داد و ستد مطرح است .
  2. سه مولفه اصلي مثلث عشق استرنبرگ عبارتند از : صميميت ، اشتياق ، تعهد .
  3. علت اصلي تبديل " زبان حركات و اشارت " به " زبان گفتاري " در انسان ، اين بوده است كه در تاريكي شب ايما و اشاره ديده نمي شد .
  4. تفاوتي كه در ديدگاه اسكينر و چامسكي درباره زبان وجود دارد اين است كه : اسكينر زبان را در انسان ، آموختني و ماشيني مي داند ؛ اما چامسكي زبان را در انسان ، ذاتي و برنامه ريزي شده مي داند .
  5.  
  6. به نظر فرانك ، ماهيت اجتماعي شدن و فرهنگ پذيري ، سازگاري اجتماعي انگيزه دار است .
  7. طبق نظريه " مبادله اجتماعي " " هوسن " ، چنانچه نيازهاي فرد بدوه برخورد به مانعي ارضا شود ، از ميزان اشتياق فرد در كسب و تامين آن نيازها ، كاسته مي شود .
  8. " تئودور ريبو " ، براي نخستين بار " نظريه همدردي " sampathy در روان شناسي اجتماعي را مطرح كرد .

 

يادگيري اجتماعي :

 

  1. در مكتب يادگيري ، اخلاق نسبي است و شامل مجموعه اي از رفتارهاي قابل قبول در جامعه است .
  2. تفاوت عمده مكتب يادگيري با ديگر ديدگاه ها درباره اخلاق اين است كه : مكتب يادگيري ، اخلاق را نسبي و تابع فرهنگ جوامع مختلف مي داند .
  3. تاثير گروه ، در شرايط يادگيري ، موجب كاهش بازده رفتار فرد مي شود .
  4. در " موقعيت يادگيري " ، تاثير گروه بر فرد منفي است .
  5. حضور فعال ديگران در گروه ، سبب بهبود يادگيري فرد مي گردد .
  6. يكي از نشانه هاي اين كه ، يك شي يا مفهموم براي يك فرهنگ اهميت زيادي دارد ، اين است كه : براي آن شي يا مفهوم ، اسامي زيادي در زبان آن جامعه وجود دارد .
  7. نظريه هاولند به الگوي يادگيري و رفتاري كه يكي از الگوهاي تغيير نگرش است ، تاكيد دارد .
  8. " فرضيه هاي يادگيري "  از نظر فروتچي عبارتند از : آزمايش و خطا ، شروط ، ناگهان دريابي ، مستدل .
  9. مكاتب اصلي روان شناسي كه در " نوع آموزش " تاثير دارند ، عبارتند از : رفتارگرا ، شناخت گرا ، انسان گرا .
  10. چهارچوب اصلي آموزش را بر مبناي " روان شناسي شناخت " به اين اهداف متمركز مي سازند :
    • سرآگاهي ( افزايش سناخت سطحي )
    • چشم آگاهي ( توام كردن يادگيري نظر با عمل )
    • دل آگاهي ( تعميق يادگيري از طريق تمركز بر شناخت ريشه هاي آگاهي ) .

 

شناخت اجتماعي :

 

  1. موضوع شناخت اجتماعي در روان شناسي اجتماعي ، مطالعه جريان اطلاعات از محيط به انسان است .
  2. " لئون فستينگر " ، ارائه كننده نظريه " ناهماهنگي شناختي " است .
  3. ناهمانگي شناختي زماني به وجود مي آيد كه تاييد يك عنصر شناختي موجب نفي عنصر ديگر شود .
  4. حالتي از تنش ناشي از داشتن دو فرآيند شناختي همزمان كه از لحاظ روان شناختي نامتجانس هستند را " ناهماهنگي شناختي " مي نامند .
  5. منظور لئون فستينگر از ناهماهنگي شناختي اين است كه : فرد داراي دو شناخت متناقض همزمان باشد .
  6. وقتي مردم كار خلافي را مرتكب مي شوند ، آن را با " حل ناهماهنگي شناختي خود " توجيه مي كنند .
  7. تعريف " نگرش " كه مورد قبول بيشترروانشناسان اجتماعي نيز مي باشد ، عبارت است از : يك نظام بادوام شناختي ، احساسي و عملي .
  8. مفهوم" نگرش " Attitude در مطالعات روان شناسي اجتماعي ، نخستين بار توسط " توماس وزنانيكي " به كار رفته است .
  9. وقتي براي تغيير نگرش منفي سياه پوستان و سفيد پوستان نسبت به يكديگر ، آن ها را در يك محل اسكان مي دهند ، از روش رفتاري – شناختي ، استفاده مي شود .
  10. " ترغيب " ، فرآيندي است كه طي آن يك يا چند نفر مي خواهند نگرش هاي يك يا بيشتر افراد را تغيير دهند .
  11. " سوگيري همگني " در طبقه بندي اجتماعي ، مواقعي مشاهده مي شود كه تفاوت هاي موجود بين افراد يك طبقه را به حداقل برآورد كنيم .
  12. " بلوم " ، دانش را به حيطه هاي شناختي ، روان حركتي و عاطفي احساسي ، طبقه بندي كردند .

 

 

 

ناهنجاري هاي اجتماعي :

 

  1. تحقيقات در باره بزهكاري نشان داده است كه : بزهكاري همواره ناشي از علل متعددي است .
  2. در روان شناسي اجتماعي ، در برخورد با يك باند دزدي ، بيشتر به ويژگي هاي رفتار افراد باند در داخل گروه توجه مي شود .
  3. تاثير هشدارهاي رانندگي در حالتي بيشتر است كه با ايجاد ترس زياد همراه با رهنمود روشن همراه باشد .
  4. كاربرد اصطلاح " سپر بلا " توصيف كسي است كه با ناكام كردن مردم ، كودكان و زنان را سپر قرار مي دهد .
  5. در پژوهش هاي بين فرهنگي معلوم شده است كه : تمايلات فاشيستي با قوم مداري ، همبستگي دارد .
  6. " افسردگي " ناشي از " درماندگي آموخته شده " در شرايطي شديد تر مي شود كه اسناد ها به"  علل بيروني " نسبت داده شود .

 

رهبري و كار گروهي  :

 

  1. در نظريه اقتضايي فيدلر در رهبري ، ميزان LPC بالا با رهبري رابطه – محور ، منطبق است .
  2. توماس كارلايل ، معروف ترين طرفدار نظريه بزرگ مرد در رهبري است .
  3. بزرگ ترين خطر انسجام گروهي ، " تنبلي اجتماعي " است .
  4. از ديدگاه روان شناسي اجتماعي ، " محدوديت آزادي عمل و تنبلي ديگران " مهم ترين دليل گريز برخي از كشاورزان از كار گروهي است .
  5. در شبكه هاي ارتباطي دايره اي ، فضاي رواني مناسب و روحيه بالاتري وجود دارد .
  6. در " گروه هاي دايره اي شكل " ، فراگيران در بحث هاي گروهي فعال تر بوده و فرصت و انگيزه بيشتري براي بحث دارند .
  7. در گروه هاي ويژه پويايي گروه از نوع T.G هدفي كه دنبال مي شود ، عبارت است از : خودشناسي و چگونگي رفتار با ديگران به گونه اي متقابل .