فصل اول : تعریف توسعه

 

توسعه ( Development )

×      توسعه کوششی است برای تعادلی تحقق نیافته یا راه حلی است در جهت رفع فشارها و مشکلاتی که پیوسته بین بخش های مختلف اجتماعی و انسانی وجود دارد .

×      تعریف بروکفیلد از توسعه : فرآیند عمومی موجود در این زمینه  این است که توسعه را بر حسب پیشرفت به سوی اهداف رفاهی نظیر کاهش فقر ، بیکاری و نابرابری تعریف کنیم .

×      توسعه جریانی است که در خود تجدید سازمان و سمت گیری متفاوت کل نظام اقتصادی _ اجتماعی را به همراه دارد .

×      توسعه به معنی کاهش فقر ، بیکاری ، نابرابری ، صنعتی شدن بیشتر ، ارتباطات بهتر ، ایجاد نظام اجتماعی مبتنی بر عدالت و افزایش مشارکت مردم در امور سیاسی جاری می تواند باشد .

 

 

نکاتی در باب توسعه

×      دو اصطلاح رشد ( Growth ) و توسعه ( Development ) به اشتباه ، به یک معنی به کار می روند .

×      تفاوت دو اصطلاح رشد و توسعه :

1.      رشد ( Growth ) مفهوم یک بعدی دارد و منظور از آن ازدیاد کمی ثروت در جامعه است و معمولا با شاخص هایی مانند درآمد سرانه اندازه گیری می شود .

2.      توسعه ( Development ) علاوه بر ازدیاد کمی ثروت در جامعه ، تغییر کیفی نظام اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی را نیز شامل می شود .

 

×      تعاریف توسعه ، با توجه به قضاوت ارزشی ، لزوما با ارزش های معینی ارتباط دارد . چرا که

×      توسعه مفهوم دستوری دارد و با پیشرفت ( Improvement ) مترادف است که نادیده گرفتن آن ، پنهان کردن قضاوت ارزشی خواهد بود .

 

نوسازی ( Modernization )

×      نوسازی ( Modernization ) : عبارتست از همه کنش هایی که به منظور سوق دادن جامعه به سوی تحقق " مجموعه ی منظمی از شرایط زندگی " جمعی و فردی که در رابطه با بعضی ارزش ها مطلوب تشخیص داده شده است ، انجام می گیرد .

×      نوسازی مفهوم صنعتی شدن و توسعه ی صنعتی را نیز شامل می شود .

×      دیدگاه جامعه شناسان در مورد نوسازی :

1.      توجه به پدیده ی دگرگون و متمایز شدن جامعه ( که از ویژگی های جامعه ی جدید است ) .

2.      تحقیق در مورد چگونگی پدید آمدن ساخت های نو برای عهده دار شدن وظایف جدید و یا بر عهده گرفتن وظایفی که قبلا ساخت های دیگر انجام می دادند .

3.      توجه به دگرگونی هایی که با پیدایش مشاغل نو ، دستگاه های پیچیده ی آموزش و پرورش نو ، و انواع اجتماعات نوینی که در ساخت های اجتماعی پدید می آیند .

×      صنعتی شدن ( Industrialisation ) عبارت است از : بازدهی ( Productivity ) مداوم و فزاینده ای از نیروی کار با استفاده از ابداعات تکنیکی و سازمان منظم کار .

 

آنچه که بایستی در توسعه ی جوامع در نظر گرفته شود

 

الف ) تامین نیازهای اولیه ی مادی انسان :

×      غذا در بین نیازهای اولیه ی مادی ارزش ویژه ای دارد اما مردم ( هر چند فقیر ) هرگز تمام درآمد خود را صرف آن نمی کنند و به تایمن نیازهای دیگری مانند لباس و ... و مسکن توجه دارند .

×      تعریف فقر از دیدگاه پیتر تانزند : افرادی که نمی توانند در فعالیت های اجتماعی مشارکت نموده و فاقد شرایط زندگی و تسهیلات معمول جامعه هستند . ( مفهوم نسبی فقر ) .

×      مفهوم نسبی فقر دلالت بر این دارد که : میزان فقر با افزایش سطح زندگی ، بهبود می یابد . در واقع چنین فقری از بین نمی رود مگر اینکه درآمد به صورت کاملا مساوی توزیع شود .

×      تامین نیازهای اولیه ی مادی انسان عمدتا منوط به وجود درآمد است .

 

ب ) کار :

×      بدون کار ، شخصیت فردی رشد نمی کند .

×      کار ، الزما به معنی اشتغال به منظور مزد گرفتن نیست و تحصیل و انجام کارهای خانوادگی را نیز شامل می شود .

×      نکته : فقر و بیکاری با درآمد ارتباط دارند . اما تجربه نشان می دهد که : افزایش درآمد نمی تواند به تنهایی در تقلیل فقر و بیکاری موثر باشد . اگر رشد اقتصادی با عدم تمرکز همراه باشد ، فقر سریع تراز بین می رود .

 

ج ) تامین نیازهایی مانند :

×      سطوح آموزشی مناسب ( به ویژه سوادآموزی ) .

×      مشارکت در حکومت و احساس تعلق به ملت یعنی استقلال ، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاسی .

 

د ) سد ها و موانع اجتماعی :

×      تفاوت های جزیی در زبان ، لهجه ، لباس ، عادات و ... اهمیت نامعقولی به دست آورده که گاهی چنین امتیازاتی سبب تحقیر افرادی می شوند که فاقد آن هستند .

×      سدها و موانع اجتماعی از جمله عواملی است که در یک جامعه ی نابرابر موجب از شکل انداختن شخصیت افراد اعم از ثروتمندان و فقرا می شود .

 

ه ) اتکا به خود ( Self _ Reliance ) :

×      تقلیل وابستگی به کالاهای وارداتی به ویژه مواد اولیه ی غذایی ، مواد نفتی ، تجهیزات سرمایه ای و متخصصان و همچنین دگرگونی در الگوی مصرف و افزایش ظرفیت تولیدی کشور از جمله برخی از جنبه های اقتصادی اتکا به خود است .

×      از دیگر جنبه های اتکا به خود می توان به کاهش وابستگی فرهنگی به قدرت های بزرگ اشاره نمود .

×      راه های رسیدن به اتکا به خود :

1.      توزیع مجدد درآمد .

2.      اجرای سیاست دگرگون سازی شیوه های زندگی تا سطح درآمد معینی از طریق به کار گرفتن سیاست های مالیاتی ، سیاست قیمت ها ، تبلیغات و احتمالا جیره بندی ضرورت دارد .

 

تاکید اصلی و عمده ی برنامه های توسعه :

×      توسعه ی معنوی با دگرگونی در نظام ارزشی حاکم ، به ویژه ارزش های اخلاقی که می تواند زمینه ساز اهداف مادی قرار گیرند .

×      مالکیت دولت بر بخش های عمده ی تولیدی و نحوه ی اداره ی تولیدات آن .

×      تغییر الگوی مصرف از طریق اعمال سیاست اقتصادی در مبادلات خارجی .

×      بالا بردن توان کشور در مذاکرات با شرکت های بین المللی .

×      هدف های فرهنگی که نوع آن به کشورهای ذی ربط بستگی دارد .

 

نکته : تاکید اصلی و عمده ی برنامه های توسعه به میزان کلی رشد اقتصادی و الگوی تازه ی توزیع استوار نیست .

نکته : تاکید بر کاهش وابستگی لزوما به معنی خودبسندگی ( Autarchy )  نیست .

نکته : توسعه بر محور درآمد سرانه دور نمی زند بلکه از توزیع درآمد و حتی مهم تر از آن از افزایش توان ملت ها در چانه زدن بر کمپانی ها ی چند ملیتی ناشی می شود .

بنابراین ، توسعه از چگونگی مقابله با تاثیرات فرهنگ تحمیلی و کسب قدرت انتخاب نسبت به نوآوری های تکنیکی بحث می کند .

 چنین مفهومی از توسعه در تمامی کشورهای جهان صادق است .